روز ولنتاین رو تولیدی های کارت تبریک ساختن تا مردم یه احساس مزخرف داشته باشند!
شوق من رفتنه مرد،نه رسیدن.هر کجا که برسی اون جا یه جاییه مثه این جا،طاقشم آسمونه
آسمون آبی و رنگین کمون،یا که با لکه ابر،با امید بارون
دیگه پابند نمی شم ،پای موندن ندارم،بشکنه پایی که پا بند بشه.راه می رم تا راه هست
راه می رم تا پا هست.اگه پایی نباشه غم رفتن عذابم نمی ده.
...
می خوام آواره بشم دیگه یک جا نمونم،کوله بار بی کوله بار، مشتمون کاسه ی اب،
دندونامون آسیاب،نون گندم مال مردم،دستمون آهن سرد،دلمون صندوق درد...
ما که از اب دیگه پاک تر نیستیم،اب پاکم یک جا بمونه می گنده.
بگذر از این تک درخت اگه پا داشت اینم جنگل بود...
باباشمل
علی حاتمی(۱۳۵۰)
اگر جرم است،جرم مان دلدادگیست.حکمش،غم و دلتنگی.
ما که سر نهاده ایم... اما این دل خسته طاقت اخم تان را ندارد،خشکی نکنید با من تشنه لب
آخرهیچ لبی تاب لبتان را هم تاب ندارد بانو...
دوباره انتخابات،دوباره رد صلاحیت های گسترده!
پرسش از بسیجی های محل و در و همسایه و نانوا و کسبه که چی ؟که ایا این نامزد نماز جمعه
می رود یا خیر؟ ریشش را با تیغ ژیلت می زند یا با ماشین نمره ی چهار؟
حجاب بستگانش چگونه است؟ در کل اصلاح طلب است یا اصول گرا ؟
اگر اصلاح طلب است اصلا چرا نام نویسی کرده است؟
این میان هم کسانی هستند که یک ژست احمقانه ی روشنفکری به خود می گیرند که
ما به راستی های میانه رو رای می هیم تا قدرت کامل دست افراطی ها نباشد،
کسی هم نیست بپرسد چرا خودتون رو به اون کله گنده ی سیاسی می چسبونید؟!
ما دنبال روزنه می گردیم ،ما از میان بد و بدتر بد را انتخاب می کنیم
ما چه و چه و چه...
بس است دیگر.خودمان را گول نزنیم
هی نگویید مردم می فهمند ،مردم با هوش اند
"یه شخص می تونه باهوش باشه اما مردم حیوونات احمق و مضطرب و خطرناکی اند."*
این و خودتون هم خوب می دونید.
دست بردارید اخر ما سالیان سال است که مجبوریم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم...
*مردان سیاه پوش(۱۹۹۷)