برایمان که هنوز حرف می زنید؟ ما مانده ایم و «هامون».
بی حضورتان با «هامون» چه کنیم؟آخر به کجا مرد؟!
مانده ایم در گره زدن شب و روز،مانده ایم که اصلا دلتان با ما هست؟
که این رفتنتان از جدایی سخت ،و این جدایی پنهان ،از وداع، سخت تر.
ما مانده ایم و دو دلی...
«پدرم می گفت برای نوشتن، همت می خواهد و یک صندلی»
الیور استون
در افکارم یک شعر،در خیالم شما.کنار آمدن سخت است.برگردید.
کاش شبی بود و سیگاری.ویک رقص بی آغاز و بی پایان...