تبليغاتX
شازده کوچولو(بالاجا تکین)
 

خوش دارم سیگار مارلبوروی قرمز ام را که گیرانده ام ،کنارم نشسته باشی ،لبهایت را غنچه کنی،

فوت کنی دود سیگارم را ،پیش چشم ام روشن شود ،دنیا روشن تر شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت   توسط Arman  | 

 

دست مان به قلم نمی رود.

نه این که قلم کوتاه است و کاغذ پاره، بوی نا گرفته ،کرسی، سرد،چراغ اتاق نمور، کم سو.شرح فراقتان بود با

روزگارمان می شد،مراعات نظیرِِ؛می چرخید به گفتن لاطائلات.

حدیث عجز و ناتوانی ست پیش تاب زلف و عسلی چشم تان.بماند سیمین قوزک پا.

 شرم بی کلمه ماندن توصیف نجابتت، و روسیاهی برای ما.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت   توسط Arman  | 



+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت   توسط Arman  |