حین تماشای فیلم مدام این نوشته ی معرکه از لانگ شات را به خاطر می آوردم:
«ساحلنشینی ِ ما، سوای لذتِ تماشاست. قصّهی استیصال است، پیش ِ این آبی ِ ممتد.
درمانده در دانهدانهی امواج بیخیال، بلکه یکیشان تو را بیاورد، برای شامی که وعدهکردی
بمانَد بعدِ آبتنی».
بعدن جایی خواندم تصویر مردی نشسته در ساحل زل زده به امواج به خیال آوردن معشوقه اش
ایده ی اصلی فیلم نامه برای« اصغر فرهادی» عزیز بوده است!